دیروز دو تا مطلب قشنگ شنیدم و از دیشب تا حالا دنبال فرصتی هستم که آنها را برای شما بگویم.
یکی در جلسه شورا بود که آقای مسجد جامعی از سفر خود به عراق می گفت. یکی از مواردی که به آن اشاره کرد میراث تاریخی و چند صد ساله مشترک بین ایران وعراق بود و اینکه در زمان نادرشاه و با حمایت او نخستین گردهمایی به شکل کنگره های علمی امروزی با حضور تعداد زیادی از علمای دینی از بلاد مختلف برگزار شد.
آقای مسجد جامعی تصریح کرد که این کنگره شاید قدیمی ترین گردهمایی جهانی باشد که اطلاعات آن ثبت شده و حتی مشخص است که چه کسی از کجا در آن شرکت کرده است.
برایم تاسف بار بود که ما چگونه میراث غنی تاریخی و دینی خود را به یاد نمی آوریم و حتی نمی شناسیم.
اما شنیدنی دیگر را در ملاقات نوروزی با مقام رهبری شنیدم که دیروز بعد از نماز ظهر به اتفاق اعضای شورا به دیدن ایشان رفته بودیم. رهبر انقلاب مطالب کوتاهی برای جمع گفتند که در آن خاطره ای از آیت الله اراکی – از مراجع تقلید که خیلی ها بعد از امام (ره) به ایشان رجوع می کردند – بود.
نقل قول شده که روزی فردی نزد آیت الله اراکی می رود و از ایشان می خواهد که توصیه و نصیحتی برایش داشته باشند.
آقای اراکی می پرسد: شما چکاره ای؟
می گوید: نجارم.
می پرسد: در و تخته می سازی؟
می گوید: بله.
می پرسد: می توانی برای دل خودت هم یک در بسازی؟
سوال جالبی است. آیا آن قدر برای دلمان ارزش قائل هستیم که دری برای آن بسازیم تا از ترددهای بی حاصل حفاظتش کنیم؟
نظرات ()