امروز سخنرانی ام را با عنوان «مدیریت زیست محیطی جهانی و فقدان معنویت» در یکی از نشست های اصلی اجلاس IUCN ارایه کردم.
![]() |
| ... |
این جلسه با محور حفاظت و معنویت در چارچوب گفت و گوهای پایداری برگزار شد. در سخنانم مشکل اصلی مدیریت محیط زیست در جهان را عدم پای بندی دولت ها به تعهداتشان دانستم و گفتم: اگر چه شناخت مشکلات از زوایای علمی و تعریف راهکارهای حل آنها مورد پیگیری قرار گرفته و علوم و فنآوری نیز در این زمینه به کمک بشر می آید ولی عملا دولت ها اقدامات کمرنگی را برای برگرداندن تعادل به زیست بوم جهانی انجام داده اند.
به نظرم روند ناپایداری چنان شتاب و گسترش یافته که به یکی از عوامل احساس عدم امنیت میان مردم جهان تبدیل شده، بنابراین با ذکر این نکته تاکید کردم: این عدم تعادل در سایر مناسبات جهانی نیز مانند روابط بین کشورها و جوامع مشاهده شده و به تخاصم و رودررویی، اشغال، بهره کشی از انسان ها و پایمال شدن حقوق آنها و در نهایت به بروز دو جنگ، یکی علیه طبیعت و دیگری علیه انسان ها می انجامد. اما منشاء این جنگ ها و درگیری ها را نه در بیرون بلکه باید در درون انسان ها جستجو کرد.
همچنین راه حل این مشکلات را در تعالیم عالیه اسلام و در نقش خلیفه اللهی انسان و مسئولیت او در قبال طبیعت دانسته و گفتم: خداوند زمین را برای انسان مهد زندگی قرار داد ولی همچنان که قرآن پیش بینی کرده، زمین توسط انسان رو به فساد و نابودی می رود.
به نظریات فلاسفه و علمای اخلاق اسلامی از جمله سهروردی اشاره کردم و گفتم از نظر اینان فقدان تعادل درون و تسلط قوای نفسانی بر عقل عامل چنین عدم تعادلی است. به چهار سفر درونی ملاصدرا حکیم بزرگ مسلمان برای درمان این آشفتگی ها نیز اشاره داشتم.
همین طور با تاکید بر نظریات مطرح در روانشناسی غرب به ویژه یونگ مبنی بر ضرورت توازن روحیات زنانه و مردانه، شرایط حاضر را در فقدان عاطفه، حس بخشندگی و از خود گذشتگی ناگوار دانستم و گفتم: در نبود این عوامل انسانی می بینیم که چگونه خشونت در روابط جهانی پا می گیرد و جنگ علیه انسان ها و طبیعت به ناپایداری ها دامن می زند.
به هر حال راه حل مناقشات و ناپایداری ها را باید در درمان جان ها و حضور رهبرانی جستجو کرد که به درمان درون پرداخته باشند. در غیر این صورت کسانی که خود به تعادل و صلح نرسیده اند از برقراری صلح در مناسبات جهانی و حفاظت از محیط زیست ناتوانند. این هم نکته آخری بود که در صحبت هایم مورد تاکید قرار دادم.
راستی دو سه روز پیش مطلبی در مورد یکی از مقالاتم بدستم رسید که توضیحات لازم را برای پایگاه مربوطه هم فرستادم. در سال 2005 مقاله ای را با یکی از دانشجویانم کار کرده بودم که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. این مقاله حدود 35 منبع داشت که البته 5 منبع آن بیشتر مورد استفاده قرار گرفته و همه منابع نیز در بخش ماخذ آمده بود. اما ظاهرا درج چند ماخذ در آن جا افتاده و من متوجه نشده بودم. روشن است که این اتفاق با توجه به تعداد قابل توجهی رفرنس که در انتهای مقاله آمده نمی تواند عمدی بوده باشد.
جلسه دیگری در آخرین ساعات اجلاس در پیش دارم که باید بروم. فعلا خداحافظ.
نظرات ()