امروز صبح از بارسلون بازگشتم. بعد از برنامه سخنرانی، برنامه های دیگری مانند مصاحبه مطبوعاتی پانلیست های اجلاس، شرکت در جلسه پانلیست ها با عموم شرکت کنندگان در فضای نمایشگاهی اجلاس و ملاقات با ولی موسی رییس اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت در جلسه ناهار هم داشتم که دیگر فرصتی برای ارایه آنها در وبلاگ نشد.
در پی ادعای دکتر گارنر مبنی بر تقلیدی بودن مقاله ام، پاسخی را برای وی فرستادم که آن را در اینجا برای روشن شدن موضوع و پاسخ به سوالات دوستان می آورم. اگر چه موضوع کاملا یک مجادله علمی است که متاسفانه به دلیل فضاسازی و شاید سوابق سیاسی من به عرصه عمومی وبلاگ کشیده شده است.
Harold "Skip" Garner
P.O'B. Montgomery Distinguished Chair
Professor of Biochemistry and Internal Medicine
UT Southwestern Medical Center, Dallas
, .October,11,2008
Dear Professor Garner
In reference to your query and your article in Nature magazine and citing my article : Air Pollution Induced Asthma and Alterations in Cytokine Patterns,IJAAI,5:2,2006 , initially I would like to thank you for your efforts in promoting ethical standards for scientific publications. As I mentioned in my reply to both journals and the authors two or three paragraphs and a table have been taken from the Riedl article without due reference to the authors which is a clear mistake and I have apologized indicating that since I was working with a student I had no way to find out he had used some of the text from other places directly. However, with regards to the other questions and the way you have introduced the whole article as a duplication I have the following questions and I hope you will take the time to respond.
Does the Riedl article which you have so directly implied that I have duplicated provide any oversight on the various pollutants which I have referred to (NOx, Sox, Ozone and PM) or does the Riedl article only deal with Diesel Exhaust Particles.
Professor Garner your work was an eye opener to me . I have apologized for my shortcomings and mistakes . I will take more care in writing my articles and preparing my manuscripts and I will remain thankful to you for this .
However considering the above do you not think that you have made a normative judgment about my work without giving me the chance to respond and you have put your claims on the internet for a wide audience to see without access to my defense.
Professor Garner, as a researcher in ethics in science, do you not think you have gone to far in your generalizations and judgments at least in the case of my work. Who has given you the authority to go this far ? Making judgments , particularly in cases which are a bit more complex than the total duplication or plagiarism you are pursuing is a bit more difficult and challenging don't you think so?
Professor, I have apologized for my shortcomings, but are you prepared to apologize and recognize that you have also gone too far in condemning people and smearing their reputation before they have a chance to respond?
Sincerely yours ,
Massoumeh Ebtekar, Ph. D.
Associate Professor,
Immunology Department,
Tarbiat Modares University
جناب آقای دکتر گارنر
استاد مرکز پزشکی دالاس
با اشاره به پرسش و مقاله شما در مجله نیچر و اشاره به مقاله مروری اینجانب تحت عنوان «آلودگی هوا سبب ایجاد آسم و تغییرات در الگوی سایتوکاین ها» که در سال 2006(IJAAI,5;2,2006) به چاپ رسید، ابتدا مایلم از تلاش شما برای پیشبرد استانداردهای اخلاقی در انتشارات علمی تشکر کنم. همان طور که قبلا در پاسخ به دو ژورنال و مولفین اعلام کردم دو یا سه پاراگراف و یک جدول از مقاله رایدل بدون ذکر منابع درج شده که این یک اشتباه بوده و از بابت آن عذرخواهی کردم؛ با ذکر این نکته که آن زمان با یک دانشجو کار می کردم و نمی دانستم برخی از بخش های متن را به طور مستقیم استفاده کرده است. لیکن در ارتباط با سایر سوالات و اینکه کل مقاله را تقلیدی مطرح کرده اید، پرسش هایی دارم که امیدوارم فرصت کافی برای پاسخ به آنها داشته باشید.
یک - این مقاله مروری بوده و با همکاری یک دانشجو انجام شد. قبلا چندین سمینار درباره این موضوع داشتم و ژورنال از من دعوت کرد مقاله ای مروری در این باره ارایه دهم. در خصوص سایتوکاین ها شخصا کار تحقیقاتی داشته، چندین مقاله منتشر کرده و تاریخچه طولانی خدمت در زمینه محیط زیست را در ایران دارم. این مطالعه مروری براساس تجربه و بروز یک دیدگاه جدید در خصوص نقش محوری سایتوکاین ها بود که در مطالعات مختلف به آن رسیده بودم.
دو- شما مدعی شده اید که این مقاله یک کار تقلیدی است. آیا مطالعه مروری قبل از مقاله من در خصوص آلودگی هوا و تغییرات الگوهای سایتوکاینی منتشر شده است؟ آیا این ایده برای مقاله مروری جدید بوده و یا براساس ادعای شما تقلیدی به حساب می آید؟ آیا اگر یک نگرش جدید روی موضوعی علمی با در نظر گرفتن کارهای مطالعاتی مختلف دنبال شود از نظر شما دارای ارزش است یا خیر؟ آیا مقاله رایدل که مدعی شده اید از آن تقلید شده اشاره به آلاینده هایی که من در مقاله ام آورده ام (NOx, Sox, Ozone and PM)دارد یا اینکه مقاله رایدل فقط به ذرات دیزل اشاره دارد؟
سه- شما در پست خود در سایت dejavu و در لیست مجله نیچر مدعی شده اید 85% اینکار تکرار است و بعد گفته اید به 5 مقاله اشاره شده است. حتی اگر ادعای شما را قبول کنیم 17% از کار به هر کدام از این مقالات اشاره داشته، بنابراین 85% تکرار یک مقاله صحیح نیست. ولی باز هم بشنوید.
چهار- جناب استاد گارنر، آیا با دقت بیشتری به منابع پرداخته اید؟ و آیا دیده اید که بسیاری از جملات رایدل در آن مقاله نیز به کار رفته و آیا متوجه شده اید که به 76 منبع به درجات مختلف اشاره کرده ام؟ لیکن جمله بندی ها ممکن است به مقاله رایدل و 4 مقاله دیگری که شما اشاره می کنید شباهت داشته باشد؟ می توانید بیشتر وقت صرف کنید واین جملات را در 76 منبع بیابید.
پنج - جناب آقای گارنر، آیا هیچ دستورالعملی هست که نویسنده یک مقاله مروری را از استفاده از جملات و متنی که اطلاعات را منتقل می کند با جمله پردازی مشابه واشاره به مراجع صحیح، در یک مقاله مروری بازدارد؟
شش - شما چرا به جملات زیادی که تصحیح و پرداخته شده تا با کار و جهت گیری آن همخوانی داشته باشد اشاره نکرده اید؟ آیا اشاراتی که به کارهای انجام شده در ایران داشته ایم نیز تقلید محسوب می شود؟
هفت- کار ما تحلیلی از الگوهای سایتوکاینی، مکانیزم های انتقال پیام، تغییرات آنها و عوارض آن برای آسم و بیماری های دیگر در آلودگی هواست. آیا این جهت گیری هم تقلید است؟
هشت- جناب پروفسور گارنر، آیا من جایی دراین متن مدعی شده ام که کار پروفسور رایدل یا محققین دیگرکار شخصی من بوده است یا اینکه برعکس بارها اشاره کرده ام این یک مطالعه مروری از تحقیقات معاصر است و من فقط سعی کرده ام تغییرات سایتوکاینی را در زمینه آلاینده ها بیان کنم تا درک جدیدی در این زمینه حاصل شود؟
نه- جناب استاد گارنر، شما نام من و کار مرا به عنوان یک مورد تقلب روی اینترنت گذاشتید قبل از آنکه این فرصت را به من یا ژورنال بدهید که توضیح دهیم و بدون آنکه برای لحظه ای در نظر بگیرید این نرم افزار eblast هر قدر پیشرفته باشد شاید نتواند بیشتر از اولین سری شباهت منابع را در یک متن ببیند. آیا این نرم افزار می تواند تفاوتی بین یک مطالعه مروری و کارهای تحقیقاتی اصل قایل شود؟ آیا واقعا این نرم افزار می تواند تحلیل کند که جمع آوری اطلاعات چگونه صورت گرفته و یک جهت گیری خاص چگونه دنبال شده وبهترین جمله بندی ها چگونه به دست آمده است؟
ده- من امکان دسترسی به نرم افزار شما را ندارم ولی اگر این نوع مطالعه را روی مقالات مروری انجام دهید متوجه می شوید که بسیاری از آنها 100% از منابع دیگر به وجود آمده و شاید بارها آن جملات در منابع دیگر استفاده شده باشد.
یازده- تیتری که شما در مقاله نیچر به کار برده اید به تقلیدی 100% اشاره دارد و بعد لیستی را با نام من در آن مقاله آورده اید. آیا واقعا این با استانداردهای اخلاقی مطابقت دارد؟ آیا مقاله من یک تقلید 100% بوده و آیا اصلا می شود این کلمه را در این گونه موارد به کار برد؟
جناب دکتر گارنر، کار شما برای من آگاه کننده بود و من به خاطرکوتاهی عذرخواهی کرده ام و پس از این در تهیه مطالب علمی دقت بیشتری خواهم کرد و از شما نیز ممنونم ولی با توجه به موارد بالا آیا فکر نمی کنید قضاوتی ارزشی را در مورد من انجام دادید بدون اینکه فرصت پاسخ و دفاع به من داده باشید و ادعاهای خود را روی اینترنت برای طیف وسیعی از ببیندگان گذاشتید در حالی که امکان پاسخ گویی من نبوده است؟
آقای گارنر، به عنوان یک محقق در اخلاقیات و علوم آیا فکر نمی کنید در تعمیم برخی قضاوت ها در مورد کار من زیاده روی کردید؟ و چه کسی به شما چنین اختیاری برای این قضاوت داده است؟ قضاوت مخصوصا در مواردی که پیچیده تر از تقلید و تقلب 100% است، دشوارتر و چالشی خواهد بود، آیا این گونه فکر نمی کنید؟
جناب پروفسور
من برای کوتاهی ام عذرخواهی کرده ام ولی آیا شما برای پذیرفتن اینکه در محکوم کردن و تخریب افراد قبل از اینکه فرصت دفاع و روشنگری داشته باشند آمادگی عذرخواهی دارید؟
با تشکر و آرزوی موفقیت
معصومه ابتکار
دانشیار گروه ایمونولوژی دانشگاه تربیت مدرس
در مورد همکاری دانشجویم در این مقاله نیز یادآور می شوم وی تنها در جمع آوری و تایپ مطالب با من همکاری داشته و تحقیقات کار بر عهده او نبوده و روال متداولی بوده و کسی در این زمینه ادعایی هم نداشته است.
نظرات ()